سر فصلهای مهم
Toggleبهبود بند 10 ایزو 9001
بهبود بند 10 ایزو 9001 به عنوان نقطه اوج و قلب تپنده سیستم مدیریت کیفیت محسوب می گردد. این بند جایگاهی را به خود اختصاص میدهد که در آن اصل “بهبود مستمر” به عنوان یکی از اهداف اصلی استاندارد ایزو ۹۰۰۱ به شکل عملی و ملموس ظاهر میگردد. سازمان نمیتواند صرفاً یک سیستم مدیریت کیفیت ایجاد کند و سپس آن را رها نماید. سازمان باید دائماً به دنبال راههایی برای بهبود فرآیندها، محصولات، خدمات و خود سیستم مدیریت کیفیت باشد.
بند ۱۰ در چرخه معروف PDCA (Plan-Do-Check-Act) نقش مرحله “Act” یا “اقدام” را ایفا میکند. سازمان در این مرحله نتایج بررسیهای خود را تجزیه و تحلیل میکند و سپس تصمیمات لازم برای اصلاح و بهبود سیستم را اتخاذ مینماید.
بهبود به عنوان یکی از اهداف اصلی استاندارد ایزو ۹۰۰۱ به شکل عملی و ملموس ظاهر میگردد. برای کسب اطلاعات بیشتر جهت اخذ گواهینامه ایزو با شماره تلفن 79165-021 تماس بگیرید. همچنین برای افزایش دانش خود و یا طرح هر موضوعی در خصوص بهبود با شماره 09198386295 در تلگرام یا ایتا و یا واتساپ چت نمایید.
زیربندهای اصلی بهبود بند 10 ایزو 9001
بهبود بند 10 ایزو 9001 دارای زیربندهای زیر است:
بند ۱-۱۰ (عمومی)، بند ۲-۱۰ (عدم انطباق و اقدام اصلاحی) و بند ۳-۱۰ (بهبود مستمر). ما در این مقاله به طور جامع به بررسی هر یک از این زیربندها می پردازیم و همچنین مراحل پیادهسازی آنها را گام به گام توضیح می دهیم.
بند ۱-۱۰: عمومی (General) از بهبود بند 10 ایزو 9001
بند 10-1 بهبود بیان میکند که سازمان باید فرصتهای بهبود را تعیین و انتخاب کند. همچنین سازمان باید هرگونه اقدام لازم را برای برآورده سازی نیازهای مشتریان و افزایش رضایت آنها انجام دهد.
فرصتهای بهبود بند 10 ایزو 9001 چیست؟
فرصتهای بهبود هر موقعیتی هستند که سازمان در آن موقعیت میتواند کار خود را بهتر از حالت فعلی انجام دهد. فرصتها میتوانند از منابع مختلفی نشأت بگیرند:
بازخورد و شکایات مشتریان فرصتهای ارزشمندی را ایجاد میکنند.
نتایج ممیزی داخلی بند ۲-۹ ایزو ۹۰۰۱ و خارجی زمینههای بهبود را نشان میدهند.
تحلیل دادههای عملکردی نقاط قابل ارتقا را آشکار میسازد.
پیشنهادات پرسنل ایدههای نوآورانهای را فراهم میآورند.
مقایسه با بهترینهای صنعت (Benchmarking) شکافهای عملکردی را مشخص میکند.
پیشرفتهای فناوری امکانات جدیدی را در اختیار سازمان قرار میدهند.
تغییرات در قوانین و مقررات نیازهای الزامی جدیدی را ایجاد میکنند.
سازمان نباید منتظر بماند تا مشکل ایجاد شود و سپس به فکر رفع آن بیفتد. سازمان باید فعالانه به دنبال فرصتهای بهبود بگردد و آنها را شناسایی کند.
اقدامات در بند ۱-۱۰ بهبود بند 10 ایزو 9001
بند ۱-۱۰ صراحتاً مشخص میکند که اقدامات بهبود باید شامل موارد زیر باشد:
اول: بهبود محصولات و خدمات برای برآورده سازی نیازها و انتظارات آینده
سازمان نمیتواند فقط به نیازهای فعلی مشتریان اکتفا کند. مشتریان دائماً در حال تغییر هستند و انتظارات آنها افزایش می یابد. سازمان باید پیشبینی کند که مشتریان در آینده چه چیزی را طلب میکنند. سپس سازمان محصولات و خدمات خود را برای برآورده سازی آن نیازهای آینده بهبود می بخشد .درک نیازها و انتظارات ذینفعان میتوانند از نارضایتی های احتمالی جلوگیری کنند و تجربه مشتری را بهبود بخشند.
دوم: اصلاح، پیشگیری و کاهش اثرات نامطلوب
این بخش شامل دو جنبه اصلی میشود. جنبه اول اصلاح مشکلات موجود است. جنبه دوم پیشگیری از بروز مشکلات جدید میباشد. سازمان باید اثرات نامطلوب فرآیندها و محصولات خود را شناسایی کند و سپس آنها را کاهش دهد.
سوم: بهبود اثربخشی و کارایی سیستم مدیریت کیفیت
اثربخشی یعنی سیستم نتایج مورد انتظار را تولید میکند. کارایی یعنی سیستم این نتایج را با حداقل منابع ممکن تولید میکند. سازمان باید هر دو جنبه حیاتی را بهبود ببخشد.
تفاوت بهبود بند 10 ایزو 9001 با سایر مفاهیم
بسیاری از افراد بهبود را با اقدام اصلاحی اشتباه میگیرند. تفاوت اساسی در این نکته نهفته است که اقدام اصلاحی به حذف علت یک عدم انطباق خاص می پردازد. در مقابل، بهبود یک مفهوم گستردهتر میباشد. بهبود شامل پیشرفتهای تدریجی و گامبهگام در کل سیستم میشود، حتی اگر مشکل خاصی در آن سیستم موجود نباشد.

بند ۲-۱۰: عدم انطباق و اقدام اصلاحی (Nonconformity and Corrective Action)
بند ۲-۱۰ یکی از مهمترین و عملیاتیترین بخشهای استاندارد ایزو ۹۰۰۱ میباشد. این بند به سازمان میآموزد که وقتی چیزی اشتباه پیش میرود، چگونه واکنش نشان دهد. همچنین این بند روش جلوگیری از تکرار آن اشتباه را به سازمان آموزش میدهد.
تعریف عدم انطباق
استاندارد ایزو ۹۰۰۱ عدم انطباق را “عدم برآورده سازی یک نیازمندی” تعریف میکند. در بافت سیستم مدیریت کیفیت، عدم انطباق میتواند معانی مختلفی داشته باشد:
انحراف از فرآیندهای established یک نوع عدم انطباق محسوب میشود.
محصول یا خدمتی که با مشخصات فنی مطابقت ندارد، یک عدم انطباق آشکار است.
شکایت مشجر یک نشانه واضح از عدم انطباق می باشد.
هدف عملکردی که محقق نشده است، یک عدم انطباق محسوب میگردد.
نقض یک الزام قانونی یا مقرراتی جدیترین نوع عدم انطباق می باشد.
منابع شناسایی عدم انطباق
عدم انطباقها می توانند از منابع مختلفی شناسایی شوند:
هر نوع ممیزی (داخلی، ممیزی مشتری، ممیزی صدور گواهینامه) میتواند عدم انطباقها را کشف کند.
پایش و اندازهگیریها توسط سازمان موارد عدم انطباق را آشکار میسازد.
بازخورد و شکایات مشتریان و سایر ذینفعان نیز عدم انطباقها را نمایان میکند.
سازمان باید سیستمی برای ثبت و پیگیری همه عدم انطباقها دارا باشد.
بهبود به عنوان یکی از اهداف اصلی استاندارد ایزو ۹۰۰۱ به شکل عملی و ملموس ظاهر میگردد. برای کسب اطلاعات بیشتر جهت اخذ گواهینامه ایزو با شماره تلفن 79165-021 تماس بگیرید. همچنین برای افزایش دانش خود و یا طرح هر موضوعی در خصوص بهبود با شماره 09198386295 در تلگرام یا ایتا و یا واتساپ چت نمایید.
واکنش به عدم انطباق (بند ۲-۱۰-۱ )
زمانی که یک عدم انطباق رخ میدهد، سازمان باید بلافاصله واکنش نشان دهد. این واکنش شامل دو بخش زیر میشود:
بخش اول: کنترل و اصلاح عدم انطباق
سازمان باید اقدامات فوری برای کنترل وضعیت انجام دهد. این اقدامات میتوانند شامل موارد زیر باشند:
شناسایی و علامتگذاری محصولات معیوب از استفاده ناخواسته آنها جلوگیری میکند.
توقف خط تولید در صورت لزوم از محصولات معیوب پیشگیری مینماید.
جداساز محصولات غیرمنطبق از محصولات سالم اختلاط آنها را غیرممکن میسازد.
اصلاح فوری مشکل (مانند تعمیر یک دستگاه خراب) وضعیت را به حالت عادی بازمیگرداند.
بخش دوم: رسیدگی به پیامدها
عدم انطباق ممکن است پیامدهایی دارا باشد که نیاز به رسیدگی فوری دارند. برای مثال اگر محصول معیوب به دست مشتری رسیده است، سازمان باید با مشتری تماس بگیرد و مشکل را توضیح دهد. اگر عدم انطباق باعث ایجاد خطرات ایمنی شده است، سازمان باید اقدامات لازم برای حذف آن خطرات را انجام دهد.
ارزیابی نیاز به اقدام اصلاحی (بند ۲-۱۰-۱ – بخش b)
نکته کلیدی در بند ۲-۱۰ این واقعیت است که سازمان برای هر عدم انطباقی نیازی به انجام اقدام اصلاحی ندارد. استاندارد میگوید سازمان باید “نیاز به اقدام برای حذف علت(های) عدم انطباق را ارزیابی کند”. عبارت “ارزیابی” در اینجا نقش کلیدی ایفا میکند. سازمان بر اساس شدت و فراوانی عدم انطباق تصمیم میگیرد که آیا نیاز به اقدام اصلاحی وجود دارد یا خیر. برای عدم انطباقهای جزئی و یکباره، صرفاً اصلاح فوری ممکن است کافی باشد. برای عدم انطباقهای جدی یا تکراری، سازمان باید اقدام اصلاحی را انجام دهد.
فرآیند ارزیابی شامل سه مرحله اصلی است:
مرحله اول: بازنگری و تحلیل عدم انطباق
سازمان عدم انطباق را با جزئیات کامل بررسی میکند. سازمان به سؤالات زیر پاسخ میدهد: چه اتفاقی، چه زمانی، کجا، چه کسی درگیر است چه تأثیری دارد؟
مرحله دوم: تعیین علت(های) عدم انطباق
سازمان ریشه مشکل را پیدا میکند. سازمان از تکنیکهای مختلف تحلیل ریشه مانند “پنج چرا”، نمودار استخوان ماهی یا تحلیل پارتو استفاده میکند.
مرحله سوم: تعیین اینکه آیا عدم انطباقهای مشابه وجود دارند یا میتوانند رخ دهند
سازمان بررسی میکند که آیا همان مشکل در جای دیگری از سازمان نیز وجود دارد یا خیر. اگر مشکل در جای دیگر وجود داشته باشد، اقدام اصلاحی باید آن موارد را نیز پوشش دهد.
اجرای اقدام اصلاحی (بند ۲-۱۰-۱ – بخش c)
پس از اینکه سازمان تصمیم گرفت اقدام اصلاحی لازم است، نوبت به اجرا میرسد. یک اقدام اصلاحی مؤثر باید بر اساس تحلیل ریشه و متناسب با اثرات عدم انطباق باشد. اقدام اصلاحی خیلی ضعیف مشکل را حل نمیکند. اقدام اصلاحی خیلی قوی نیز منابع سازمان را هدر میدهد.
برای اجرای مؤثر اقدام اصلاحی، سازمان باید:
یک برنامه عملی مشخص با گامهای روشن تهیه کند.
برای هر گام یک مسئول مشخص تعیین کند.
برای هر گام یک ضربالاجل واقعبینانه تعیین کند.
معیارهایی برای اندازهگیری موفقیت تعریف کند.
منابع مورد نیاز را تأمین کند.
بازنگری اثربخشی اقدام اصلاحی (بند ۲-۱۰-۱ – بخش d)
انجام اقدام اصلاحی به تنهایی کافی نیست. سازمان باید اثبات کند که اقدام اصلاحی واقعاً کار کرده است. استاندارد صراحتاً میگوید سازمان باید “اثربخشی هر اقدام اصلاحی انجامشده را بازنگری کند”.
بازنگری اثربخشی یعنی سازمان باید بررسی کند که آیا مشکل واقعاً حل شد و آیا دوباره رخ نخواهد داد. سازمان برای این کار معمولاً یک دوره پایش (مثلاً سه تا شش ماه) تعیین میکند. سپس سازمان در این دوره عدم انطباق را به دقت رصد میکند. اگر عدم انطباق در این دوره دوباره رخ ندهد، سازمان میتواند نتیجه بگیرد که اقدام اصلاحی مؤثر بوده است.
مستندسازی (بند ۲-۱۰-۲)
بند ۲-۱۰-۲ سازمان را ملزم به نگهداری مستندات میکند. این مستندات شامل دو دسته اصلی میشوند:
دسته اول: شواهد مربوط به ماهیت عدم انطباق و اقدامات
سازمان باید ثبت کند که چه عدم انطباقی رخ داده است، چه زمانی و در کجا رخ دهد، چه کسی آن را شناسایی و چه اقدامات فوری (کنترل و اصلاح) انجام گردد.
دسته دوم: شواهد مربوط به نتایج اقدامات اصلاحی
سازمان باید ثبت کند که چه اقدام اصلاحی انجام شده است، چه کسی آن را انجام داده است، چه زمانی انجام شده است و آیا مؤثر بوده است یا خیر.
تفاوت با بند ۷-۸ (کنترل خروجیهای نامنطبق)
یک منبع رایج سردرگمی تفاوت بین بند ۲-۱۰ و بند ۷-۸ میباشد. این دو بند تفاوتهای اساسی با یکدیگر دارند:
کنترل خروجی های نامنطبق بند ۷-۸ ایزو ۹۰۰۱ در مرحله اجرا (Do) قرار دارد. این بند به خروجیهای تولید و ارائه خدمت میپردازد. این بند واکنش فوری به یک محصول یا خدمت نامنطبق خاص را پوشش میدهد. اقدامات در این بند معمولاً توسط تیم عملیاتی (اپراتورها، سرپرستان خط) انجام میشود.
بند ۲-۱۰ (عدم انطباق و اقدام اصلاحی) در مرحله بهبود (Act) قرار میگیرد. این بند به کل سیستم مدیریت کیفیت میپردازد. این بند تحلیل عمیق و طولانیمدت را برای جلوگیری از تکرار مشکل پوشش میدهد. اقدامات در این بند معمولاً توسط تیمهای چندبخشی (کیفیت، تولید، مهندسی، مدیریت) انجام میشود.
در عمل، سازمان ابتدا بند ۷-۸ را اجرا میکند (محصول معیوب را شناسایی، جدا و اصلاح میکند). سپس در صورت لزوم، سازمان بند ۲-۱۰ را اجرا میکند (ریشه مشکل را پیدا میکند و اقدام اصلاحی انجام میدهد).
بند ۳-۱۰: بهبود مستمر (Continual Improvement)
بند ۳-۱۰ اوج و نقطه اوج بند ۱۰ میباشد. این بند بیان میکند که سازمان باید به طور مستمر مناسب بودن، کفایت و اثربخشی سیستم مدیریت کیفیت خود را بهبود بخشد.
بهبود مستمر چیست؟
بهبود مستمر یک فرآیند دائمی و بیپایان میباشد. سازمان هیچگاه به نقطهای نمیرسد که بگوید “ما به اندازه کافی خوب هستیم و دیگر نیازی به بهبود نداریم”. همیشه راهی برای بهتر کردن کارها وجود دارد.
بهبود مستمر یک تفکر و یک فرهنگ است، نه صرفاً یک مجموعه تکنیک. سازمانی که فرهنگ بهبود مستمر را نهادینه کرده است، همه پرسنل آن در همه سطوح دائماً به دنبال راههایی برای بهتر کردن کار خود هستند. روش اجرایی بهبود مستمر یکی دیگر از مستندات ایزو 9001 هست که مطابق با ورژن 2015 تهیه و تدوین می گردد.
شواهد و دادههای مورد نیاز برای بهبود مستمر
برای اینکه سازمان بتواند بهبود مستمر را به طور مؤثر انجام دهد، به دادهها و اطلاعات موثق نیاز دارد. استاندارد مشخص میکند که سازمان باید نتایج تحلیل و ارزیابی (بند ۱-۹) را در نظر بگیرد. همچنین سازمان باید نتایج بازبینی مدیریت (بند ۳-۹) را برای تعیین نیازها و فرصتهای بهبود مورد استفاده قرار دهد.
تحلیل و ارزیابی (بند ۱-۹) عملکرد فرآیندها، رضایت مشتری، انطباق محصولات و سایر شاخصهای کلیدی را نشان میدهد. بازنگری مدیریت بند ۳-۹ ایزو ۹۰۰۱ یک ارزیابی استراتژیک از کل سیستم ارائه میدهد.
سازمان از این دادهها و تحلیلها برای پاسخ به سؤالات زیر استفاده میکند:
کدامین فرآیندها عملکرد ضعیفی دارند و نیاز به بهبود دارند؟
کدام فرآیندها عملکرد خوبی دارند و میتوانند به عنوان الگو برای سایرین استفاده شوند؟
چه فرصتهای جدیدی در بازار یا فناوری ایجاد شده است؟
مشتریان چه انتظارات جدیدی پیدا کردهاند؟
ابزارها و روشهای بهبود مداوم
استاندارد ایزو ۹۰۰۱ روش خاصی را برای بهبود مداوم تجویز نمیکند. سازمان آزاد است از هر روش مؤثری استفاده کند. برخی از روشهای رایج عبارتند از:
روش کایزن (Kaizen)
کایزن یک فلسفه ژاپنی به معنای “تغییر به سمت بهتر” میباشد. کایزن بر بهبودهای کوچک و تدریجی تأکید دارد. همه پرسنل در همه سطوح میتوانند در این بهبودها مشارکت کنند.
روش شش سیگما (Six Sigma)
شش سیگما یک روش داده محور برای حذف نقص و کاهش تغییرپذیری فرآیندها میباشد. این روش از چرخه DMAIC (Define-Measure-Analyze-Improve-Control) استفاده میکند.
روش ناب (Lean)
روش ناب بر حذف اتلاف و افزایش ارزش برای مشتری تمرکز دارد. این روش شامل تکنیکهایی مانند نقشهبرداری جریان ارزش (Value Stream Mapping) و سیستم ۵S میشود.
روش A3
روش A3 یک رویکرد ساختاریافته برای حل مسئله و بهبود است. تیم این روش را در قالب یک صفحه کاغذ A3 ارائه میکند. این روش به تیم کمک میکند تا مشکل را به درستی درک کند، ریشه را تحلیل کند و راهحلهای مؤثر را انتخاب و اجرا نماید.
نقش مدیریت ارشد در بهبود مداوم
مدیریت ارشد نقش حیاتی در بهبود مستمر ایفا میکند. و نمیتواند فقط یک خط مشی اعلام کند و سپس منتظر بماند تا معجزه رخ دهد. مدیریت ارشد مطابق بند رهبری و تعهد در ایزو در ابتدای هر جلسه بازنگری، ابتدا به عقب نگاه میکند باید:
چشمانداز و جهتگیری استراتژیک را تعیین کند.
منابع مورد نیاز برای بهبود را تأمین کند.
فرهنگ بهبود را ترویج و تقویت کند.
موانع بهبود را شناسایی و حذف کند.
دستاوردهای بهبود را بشناسد و برای آنها جشن بگیرد.
شخصاً در بازنگریهای مدیریت شرکت کند و نتایج را بررسی نماید.
چرخه بهبود: ارتباط بین بندهای ۱۰-۲ و ۱۰-۳
برای درک بهتر بند ۱۰، ما باید ارتباط بین دو زیربند اصلی آن یعنی ۲-۱۰ (عدم انطباق و اقدام اصلاحی) و ۳-۱۰ (بهبود مستمر) را درک کنیم.
عدم انطباق و اقدام اصلاحی (بند ۲-۱۰) یک رویکرد واکنشی میباشد. در این رویکرد، یک خطا رخ میدهد و سپس سازمان آن خطا را برطرف میکند و از تکرار آن جلوگیری مینماید. این رویکرد مانند تعمیر یک لوله ترکیده است. شما مشکل را پیدا میکنید، لوله را تعمیر میکنید و اطمینان حاصل میکنید که دوباره ترک نخورد.
بهبود مستمر (بند ۳-۱۰) یک رویکرد فعالانه و پیشگیرانه میباشد. در این رویکرد، سازمان بدون اینکه منتظر بماند خطایی رخ دهد، به دنبال راههایی برای بهتر کردن کارها است. این رویکرد مانند نصب یک سیستم لولهکشی جدید و کارآمدتر است، حتی اگر لوله قدیمی هنوز کار میکند.
سازمان بالغ و مؤثر هر دو رویکرد را در کنار هم به کار میبرد. سازمان از اقدامات اصلاحی برای حل مشکلات موجود استفاده میکند. در عین حال، سازمان پروژههای بهبود مستمر را برای ارتقاء سیستم به سطح بالاتر اجرا مینماید.
اشتباهات رایج در بند ۱۰
شناخت اشتباهات رایج به سازمان کمک میکند تا از تکرار آنها جلوگیری کند.
اشتباه اول: خلط بین اصلاح فوری و اقدام اصلاحی
بسیاری از سازمانها فکر میکنند با اصلاح فوری مشکل (مثل تعمیر دستگاه یا تصحیح یک فرم)، کار تمام میشود. اما این “اصلاح” تنها راه حل موقتی است، نه “اقدام اصلاحی” واقعی. اقدام اصلاحی نیاز به تحلیل ریشه و جلوگیری از تکرار مشکل دارد.
راهکار: سازمان باید بین دو مفهوم تفاوت قائل شود. برای هر عدم انطباق، سازمان ابتدا اصلاح فوری را انجام دهد. سپس سازمان به صورت جداگانه تصمیم بگیرد که آیا اقدام اصلاحی نیز لازم است یا خیر.
اشتباه دوم: انجام اقدام اصلاحی برای همه عدم انطباقها
سازمانها برای هر نقص کوچکی یک اقدام اصلاحی سنگین راه میاندازند. این کار منابع سازمان را تحلیل میبرد و تیمها را خسته میکند.
راهکار: استاندارد صراحتاً میگوید سازمان باید “نیاز به اقدام اصلاحی را ارزیابی کند”. برای عدم انطباقهای جزئی و یکباره، صرفاً اصلاح فوری کافی است. سازمان باید اقدام اصلاحی را فقط برای مشکلات جدی یا تکراری انجام دهد.
اشتباه سوم: تحلیل ریشه سطحی
برخی سازمانها ریشه مشکل را در سطح اول متوقف میکنند. برای مثال آنها میگویند “خطای انسانی” ریشه مشکل است. اما آنها نمیپرسند که چرا آن انسان خطا کرد.
راهکار: سازمان از تکنیکهای تحلیل ریشه مانند “پنج چرا” استفاده کند. سازمان تا جایی پیش برود که به یک علت سیستمی برسد. ریشه واقعی معمولاً در فرآیندها و سیستمها نهفته است، نه در افراد.
اشتباه چهارم: عدم بازنگری اثربخشی
سازمان اقدام اصلاحی را انجام میدهد و بلافاصله پرونده را میبندد. اما هیچ تضمینی وجود ندارد که مشکل واقعاً حل شده باشد.
راهکار: سازمان یک دوره پایش (معمولاً سه تا شش ماه) تعیین کند. سازمان در این دوره عدم انطباق را به دقت رصد کند. اگر عدم انطباق دوباره رخ ندهد، سازمان میتواند نتیجه بگیرد که اقدام اصلاحی مؤثر بوده است.
اشتباه پنجم: نادیده گرفتن فرصتهای بهبود
برخی سازمانها فقط به مشکلات موجود واکنش نشان میدهند. و هرگز فعالانه به دنبال فرصتهای بهبود نمیگردند.
راهکار: سازمان یک سیستم پیشنهادات پرسنل ایجاد کند. به طور منظم فرآیندها را با بهترینهای صنعت مقایسه کند. از تکنیکهایی مانند کایزن و رویدادهای بهبود (Kaizen Events) استفاده کند.
سازمانی که بند ۱۰ iso 9001 را به درستی پیادهسازی کند، مزایای متعددی کسب میکند. مشکلات را قبل از بزرگ شناسایی و رفع میکند. از اشتباهات خود درس میگیرد و آنها را تکرار نمیکند. دائماً در حال پیشرفت است و از رقبا جلوتر حرکت میکند. رضایت مشتری را افزایش میدهد و سهم بازار خود را گسترش میدهد.
سازمان شما امروز چه برنامهای برای بهبود دارد؟ سیستمی برای ثبت و پیگیری عدم انطباقها دارید؟ تکنیکهای تحلیل ریشه را به کار میگیرید؟ آیا شما اثربخشی اقدامات اصلاحی را بازنگری میکنید؟ فعالانه به دنبال فرصتهای بهبود میگردید؟ فرهنگ بهبود مستمر در سازمان شما نهادینه شده است؟
اگر پاسخ شما به هر یک از این سؤالات منفی است، همین امروز برای رفع آن اقدام کنید. بهبود یک سفر بیپایان است و بهترین زمان برای شروع این سفر، امروز میباشد.
بهبود به عنوان یکی از اهداف اصلی استاندارد ایزو ۹۰۰۱ به شکل عملی و ملموس ظاهر میگردد. برای کسب اطلاعات بیشتر جهت اخذ گواهینامه ایزو با شماره تلفن 79165-021 تماس بگیرید. همچنین برای افزایش دانش خود و یا طرح هر موضوعی در خصوص بهبود با شماره 09198386295 در تلگرام یا ایتا و یا واتساپ چت نمایید.

