اخذ گواهینامه ایزو

روش شش سیگما

روش شش سیگما یک استراتژی قدرتمند در مدیریت کیفیت و بهبود فرآیندها می‌باشد.
5/5 - (100 امتیاز)

روش شش سیگما

روش شش سیگما یک استراتژی قدرتمند در مدیریت کیفیت و بهبود فرآیندها می‌باشد که سازمان‌ها را در شناسایی نقص‌ها و کاهش خطاها یاری می‌کند. این روش اولین بار در سال ۱۹۸۷ توسط شرکت موتورولا و به دست بیل اسمیت معرفی گردید.

 پس از آن، شرکت‌های بزرگ دیگری مانند جنرال الکتریک در سال ۱۹۹۵ این روش را در عملیات خود پیاده‌سازی کردند. امروزه شش سیگما در صنایع مختلف از تولید  تا خدمات مالی و بهداشت و درمان مورد استفاده قرار می‌گیرد.

نام “شش سیگما” از حرف یونانی سیگما (σ) اخذ گردید. که در آمار نشانه انحراف معیار می‌باشد. یک فرآیند شش سیگما به سطحی از کیفیت اشاره دارد که در آن میزان خطا کمتر از ۳.۴ نقص در یک میلیون فرصت می‌باشد. این استاندارد بیانگر تعهد سازمان به دستیابی به تقریباً صفر نقص در فرآیندهای خود می‌باشد.

روش شش سیگما یک متدولوژی داده‌ محور و ساختاریافته برای بهبود کیفیت و کاهش تغییرپذیری در فرآیندها می‌باشد. برای کسب اطلاعات بیشتر جهت اخذ گواهینامه ایزو  با شماره تلفن 79165-021 تماس بگیرید. همچنین برای افزایش دانش خود و یا طرح هر موضوعی در خصوص روش شش سیگما با شماره 09198386295 در تلگرام یا ایتا و یا واتساپ چت نمایید.

اهداف کلیدی شش سیگما

کاهش تغییرپذیری فرآیندها

شش سیگما به دنبال ایجاد ثبات و یکنواختی در خروجی فرآیندها می‌باشد. هرچه تغییرات در یک فرآیند کمتر باشد، کیفیت خروجی آن قابل پیش‌بینی‌تر و قابل اعتمادتر خواهد بود.

حذف نقص‌ها و خطاها

این روش به طور سیستماتیک علل ایجاد نقص را شناسایی و ریشه‌کنی می‌کند. رویکرد پیشگیرانه شش سیگما باعث می‌شود مشکلات قبل از آنکه به مشتری برسند، شناسایی و برطرف گردند.

افزایش رضایت مشتری

شش سیگما مشتری را در مرکز تمام فعالیت‌های بهبود بند 10 ایزو 9001 قرار می‌دهد. سازمان با درک دقیق نیازها و انتظارات مشتریان، محصولات و خدمات خود را متناسب با آنها بهبود می‌بخشد.

بهبود کارایی عملیاتی

کاهش خطاها و حذف فعالیت‌های بدون ارزش افزوده، باعث صرفه‌جویی در زمان، هزینه و منابع می‌گردد. که در اسقرار iso 9001 کاربرد دارد.

متدولوژی های روش شش سیگما بسته به نوع پروژه و هدف سازمان انتخاب می‌شوند.
متدولوژی های روش شش سیگما بسته به نوع پروژه و هدف سازمان انتخاب می‌شوند.

دو متدولوژی اصلی روش شش سیگما

شش سیگما دارای دو متدولوژی اصلی می‌باشد که بسته به نوع پروژه و هدف سازمان انتخاب می‌شوند.

متدولوژی DMAIC

DMAIC مخفف پنج مرحله Define، Measure، Analyze، Improve و Control می‌باشد. این متدولوژی برای بهبود فرآیندهای سیستم مدیریت کیفیت موجود و رفع مشکلات آنها به کار می‌رود . زمانی که یک فرآیند از قبل وجود دارد اما عملکرد مطلوبی ندارد، تیم از DMAIC برای شناسایی علل مشکلات و اجرای راه‌حل‌های مؤثر استفاده می‌کند.

متدولوژی DMADV

DMADV مخفف Define، Measure، Analyze، Design و Verify می‌باشد. این متدولوژی برای طراحی فرآیندها، محصولات یا خدمات جدید از ابتدا مورد استفاده قرار می‌گیرد . زمانی که یک فرآیند کاملاً جدید نیاز باشد یا فرآیند موجود آنقدر مشکل دارد که اصلاح آن مقرون به صرفه نیست، سازمان از DMADV استفاده می‌کند.

ساختار کمربندها در شش سیگما (Six Sigma Belts)

شش سیگما دارای یک ساختار سلسله‌مراتبی برای آموزش و تعیین مسئولیت‌های پرسنل می‌باشد. این ساختار شباهت زیادی به سیستم کمربندها در هنرهای رزمی دارد.

کمربند سفید (White Belt)

این افراد آشنایی اولیه و کلی با مفاهیم شش سیگما دارند. آنها در پروژه‌های بهبود به عنوان اعضای پشتیبان مشارکت می‌کنند و دانش پایه‌ای از متدولوژی را دارا می‌باشند.

کمربند زرد (Yellow Belt)

کمربندهای زرد حدود ۱ تا ۲ روز آموزش دیده‌اند. آنها به عنوان اعضای تیم پروژه به کمربندهای سبز و سیاه کمک می‌کنند و در جمع‌آوری داده‌ها و اجرای بهبودها نقش دارند.

کمربند سبز (Green Belt)

این افراد بین ۱ تا ۲ هفته آموزش و به صورت پاره‌وقت روی پروژه‌های شش سیگما کار می‌کنند. کمربندهای سبز معمولاً پروژه‌های کوچک‌تر را رهبری می‌کنند یا در پروژه‌های بزرگتر به عنوان عضو تیم مشارکت می‌نمایند.

کمربند سیاه (Black Belt)

کمربندهای سیاه حداقل دو هفته آموزش و  تمام‌وقت مدیر پروژه‌های شش سیگما می‌باشند. آنها در حل مسائل پیچیده تجربه دارند و تیم‌های پروژه را رهبری می‌کنند.

کمربند سیاه ارشد (Master Black Belt)

این افراد بالاترین سطح تخصص در شش سیگما را دارند. آنها چندین پروژه را نظارت و به کمربندهای سبز و سیاه آموزش و مشاوره می‌دهند. کمربندهای سیاه ارشد به عنوان مشاوران داخلی سازمان عمل می‌کنند.

روش شش سیگما یک متدولوژی داده‌ محور و ساختاریافته برای بهبود کیفیت و کاهش تغییرپذیری در فرآیندها می‌باشد. برای کسب اطلاعات بیشتر جهت اخذ گواهینامه ایزو  با شماره تلفن 79165-021 تماس بگیرید. همچنین برای افزایش دانش خود و یا طرح هر موضوعی در خصوص روش شش سیگما با شماره 09198386295 در تلگرام یا ایتا و یا واتساپ چت نمایید.

گام به گام متدولوژی DMAIC در شش سیگما

متدولوژی DMAIC قلب تپنده شش سیگما برای بهبود فرآیندهای موجود می‌باشد. در ادامه هر یک از پنج مرحله آن را با جزئیات کامل شرح می‌دهیم.

گام اول: مرحله تعریف (Define)

در این مرحله، تیم پروژه به طور دقیق مشخص می‌کند که چه مشکلی را می‌خواهد حل کند. این مرحله پایه و اساس کل پروژه محسوب می‌شود.

فعالیت‌های کلیدی در مرحله تعریف
تنظیم صورت مسئله (Problem Statement)

تیم به وضوح بیان می‌کند که چه مشکلی وجود دارد، این مشکل در کجا و چه زمانی رخ می‌دهد و تأثیر آن بر سازمان و مشتریان چیست. صورت مسئله باید مشخص، قابل اندازه‌گیری و مبتنی بر شواهد باشد.

تعریف محدوده پروژه (Project Scope)

تیم مشخص می‌کند که پروژه از کجا شروع و به کجا ختم می شود. تعیین مرزهای پروژه از گسترش دامنه آن و خارج شدن از مسیر اصلی جلوگیری می‌کند.

شناسایی مشتریان و نیازهای آنها

تیم مشخص می‌کند که مشتریان فرآیند چه کسانی هستند و چه نیازها و انتظاراتی دارند. این اطلاعات از طریق روش‌هایی مانند نظرسنجی، مصاحبه و تحلیل بازخوردها جمع‌آوری می‌شود. درک نیازها و انتظارات ذینفعان می‌توانند از نارضایتی‌ های احتمالی جلوگیری کنند

تعیین شاخص‌های کلیدی کیفیت (CTQ)

تیم نیازهای مشتری را به شاخص‌های قابل اندازه‌گیری تبدیل می‌کند. برای مثال اگر مشتری “تحویل سریع” را می‌خواهد، شاخص CTQ می‌تواند “زمان تحویل کمتر از ۲۴ ساعت” باشد.

تهیه منشور پروژه (Project Charter)

تیم یک سند رسمی شامل اهداف پروژه، محدوده، اعضای تیم، زمان‌بندی و منابع مورد نیاز تهیه می‌کند. این سند به عنوان مرجع در طول پروژه مورد استفاده قرار می‌گیرد.

نقشه‌برداری سطح بالا از فرآیند (SIPOC)

تیم یک نمای کلی از فرآیند شامل تأمین‌کنندگان (Suppliers)، ورودی‌ها (Inputs)، فرآیند (Process)، خروجی‌ها (Outputs) و مشتریان (Customers) ترسیم می‌کند.

خروجی‌های مرحله تعریف

منشور پروژه مصوب، صورت مسئله واضح، اهداف قابل اندازه‌گیری، شناسایی ذی‌نفعان کلیدی و نقشه SIPOC از مهمترین خروجی‌های این مرحله می‌باشند.

گام دوم: مرحله اندازه‌گیری (Measure)

در این مرحله، تیم داده‌های مربوط به عملکرد فعلی فرآیند را جمع‌آوری می‌کند تا یک خط پایه (Baseline) برای مقایسه با وضعیت بهبودیافته ایجاد نماید.

فعالیت‌های کلیدی در مرحله اندازه‌گیری
انتخاب شاخص‌های عملکرد

تیم مشخص می‌کند که برای اندازه‌گیری عملکرد فرآیند از چه شاخص‌هایی استفاده کند. این شاخص‌ها باید مستقیماً با CTQهای تعریف‌شده در مرحله قبل مرتبط باشند.

طراحی برنامه جمع‌آوری داده

تیم تعیین می‌کند که چه داده‌هایی، از چه منابعی، در چه بازه زمانی و با چه روشی جمع‌آوری شوند. تیم همچنین حجم نمونه مورد نیاز را محاسبه می‌کند.

تأیید سیستم اندازه‌گیری (Gage R&R)

قبل از جمع‌آوری داده، تیم اطمینان حاصل می‌کند که ابزارها و روش‌های اندازه‌گیری دقیق و قابل اعتماد هستند. این کار از جمع‌آوری داده‌های بی‌کیفیت و گمراه‌کننده جلوگیری می‌کند.

جمع‌آوری داده‌های خط پایه

تیم داده‌های مربوط به عملکرد فعلی فرآیند را جمع‌آوری می‌کند. این داده‌ها شامل معیارهایی مانند زمان چرخه، نرخ نقص، هزینه و رضایت مشتری می‌شود.

محاسبه سطح سیگما

تیم بر اساس داده‌ها، سطح سیگما یا میزان خطای فعلی فرآیند را محاسبه می‌کند. این محاسبه نشان می‌دهد که فرآیند فعلی چقدر با استاندارد شش سیگما فاصله دارد.

خروجی‌های مرحله اندازه‌گیری

داده‌های خط پایه، محاسبه سطح سیگما، تأیید سیستم اندازه‌گیری و شناسایی شکاف بین عملکرد فعلی و هدف از مهمترین خروجی‌های این مرحله می‌باشند.

گام سوم: مرحله تحلیل (Analyze)

در این مرحله، تیم داده‌ها را تجزیه و تحلیل می‌کند تا علل ریشه‌ای مشکلات را شناسایی نماید.

فعالیت‌های کلیدی در مرحله تحلیل
تحلیل فرآیند

تیم فرآیند را با جزئیات بیشتر ترسیم و بررسی می‌کند تا گلوگاه‌ها، تأخیرها و فعالیت‌های بدون ارزش افزوده را شناسایی نماید. نقشه جریان ارزش (Value Stream Map) یکی از ابزارهای مفید در این مرحله می‌باشد.

تحلیل داده‌ها

تیم از ابزارهای آماری مانند نمودارهای کنترل، هیستوگرام، نمودار پارتو و تحلیل رگرسیون برای کشف الگوها و روابط در داده‌ها استفاده می‌کند.

تحلیل علت ریشه‌ای (Root Cause Analysis)

تیم از تکنیک‌هایی مانند نمودار استخوان ماهی (Fishbone Diagram) و روش “پنج چرا” (5 Whys) برای شناسایی علل اصلی مشکلات استفاده می‌کند. هدف این است که به جای درمان علائم، ریشه مشکل را پیدا کنیم.

تأیید علل ریشه‌ای

پس از شناسایی علل بالقوه، تیم با استفاده از داده‌ها و تحلیل‌های آماری تأیید می‌کند که این علل واقعاً باعث ایجاد مشکل می‌شوند. این مرحله از پیاده‌سازی راه‌حل‌های اشتباه جلوگیری می‌کند.

خروجی‌های مرحله تحلیل

شناسایی علل ریشه‌ای مشکلات، تأیید آماری آنها، شناسایی فرصت‌های بهبود و مستندسازی یافته‌ها از مهمترین خروجی‌های این مرحله می‌باشند.

گام چهارم: مرحله بهبود (Improve)

در این مرحله، تیم راه‌حل‌هایی را برای حذف علل ریشه‌ای، طراحی و اجرا می‌کند.

فعالیت‌های کلیدی در مرحله بهبود

تولید ایده برای راه‌حل‌ها: تیم از تکنیک‌های خلاقیت مانند طوفان فکری برای تولید ایده‌های مختلف استفاده می‌کند. هدف این است که تا حد امکان گزینه‌های متنوع برای حل مشکل تولید شود.

ارزیابی و انتخاب راه‌حل‌ها

تیم گزینه‌های مختلف را بر اساس معیارهایی مانند اثربخشی مورد انتظار، هزینه پیاده‌سازی، زمان اجرا، ریسک‌ها و تأثیر بر سایر فرآیندها ارزیابی و اولویت‌بندی می‌کند.

اجرای آزمایشی (Pilot)

قبل از اجرای کامل، تیم راه‌حل‌های منتخب را در یک مقیاس کوچک و کنترل‌شده آزمایش می‌کند. این کار خطر شکست را کاهش می‌دهد و امکان شناسایی مشکلات پیش‌بین‌نشده را فراهم می‌کند.

اجرای کامل و استانداردسازی

پس از موفقیت در مرحله آزمایشی، تیم راه‌حل را در سراسر فرآیند اجرا می‌کند. تیم همچنین روش جدید کار را مستند و استاندارد می‌سازد تا همه افراد به یک شکل کار کنند.

تأیید بهبود

تیم پس از اجرای راه‌حل، دوباره داده‌ها را جمع‌آوری و تحلیل می‌کند تا اطمینان حاصل شود که بهبود واقعاً رخ داده است. تیم سطح سیگما را مجدداً محاسبه و با خط پایه مقایسه می‌کند.

خروجی‌های مرحله بهبود

راه‌حل‌ها، مستندات فرآیند جدید، تأیید بهبود عملکرد و محاسبه سطح سیگما جدید از مهمترین خروجی‌های این مرحله می‌باشند.

گام پنجم: مرحله کنترل (Control)

در این مرحله، تیم اطمینان حاصل می‌کند که بهبودها پایدار می‌مانند و فرآیند به وضعیت قبلی بازنمی‌گردد.

فعالیت‌های کلیدی در مرحله کنترل

تدوین برنامه کنترل (Control Plan): تیم یک برنامه جامع برای پایش و نگهداری فرآیند بهبودیافته تهیه می‌کند. این برنامه مشخص می‌کند که چه شاخص‌هایی، با چه تناوبی و توسط چه کسی پایش شوند.

ایجاد سیستم پایش

تیم ابزارهای لازم برای پایش مستمر فرآیند را نصب و راه‌اندازی می‌کند. این ابزارها می‌توانند شامل داشبوردهای مدیریتی، نمودارهای کنترل و سیستم‌های هشدار خودکار باشند.

انتقال مالکیت به صاحب فرآیند

تیم پروژه مسئولیت نظارت روزانه بر فرآیند را به صاحب فرآیند (Process Owner) واگذار می‌کند. این انتقال شامل آموزش‌های لازم و تحویل مستندات می‌شود.

مستندسازی درس‌آموخته‌ها

تیم تجربیات، چالش‌ها و موفقیت‌های خود را مستند می‌کند تا سایر تیم‌ها و پروژه‌های آینده بتوانند از آنها استفاده کنند.

پایدارسازی فرهنگ بهبود: سازمان با ایجاد مکانیسم‌هایی مانند ممیزی‌های دوره‌ای، بازنگری‌های مدیریت و سیستم‌های پاداش، اطمینان حاصل می‌کند که بهبودها پایدار باقی بمانند.

خروجی‌های مرحله کنترل

برنامه کنترل، سیستم پایش فعال، انتقال مسئولیت به صاحب فرآیند و مستندات پروژه از مهمترین خروجی‌های این مرحله می‌باشند.

چالش‌های پیاده‌سازی روش شش سیگما

با وجود مزایای فراوان، پیاده‌سازی شش سیگما با چالش‌هایی همراه می‌باشد.

چالش اول: زمان‌بر بودن پروژه‌ها

پروژه‌های شش سیگما معمولاً بین ۱۸ تا ۲۴ ماه یا حتی بیشتر به طول می‌انجامند. این زمان طولانی ممکن است برای سازمان‌هایی که به دنبال نتایج سریع هستند، قابل قبول نباشد.

راهکار: سازمان باید پروژه‌ها را به بخش‌های کوچک‌تر تقسیم کند و برای هر بخش نتایج میان‌مدت تعریف نماید. این کار انگیزه تیم را حفظ می‌کند و ارزش پروژه را در کوتاه‌مدت نشان می‌دهد.

چالش دوم: نیاز به سرمایه‌گذاری قابل توجه

پیاده‌سازی شش سیگما نیازمند آموزش پرسنل، استخدام مشاوران و تخصیص منابع مالی و انسانی قابل توجه می‌باشد. این سرمایه‌گذاری ممکن است برای سازمان‌های کوچک و متوسط سنگین باشد.

راهکار: سازمان می‌تواند پیاده‌سازی را با یک پروژه پایلوت در یک بخش محدود آغاز کند. پس از اثبات موفقیت، سرمایه‌گذاری را به تدریج افزایش دهد.

چالش سوم: پیچیدگی در صنایع خدماتی

برخلاف صنعت تولید که خروجی‌های فیزیکی و قابل اندازه‌گیری دارد، در صنایع خدماتی تعریف و اندازه‌گیری نقص دشوارتر می‌باشد. برای مثال در بیمارستان، هر بیمار ممکن است درمان متفاوتی دریافت کند و مقایسه عملکرد ساده نیست.

راهکار: سازمان باید شاخص‌های غیرمستقیم مانند رضایت مشتری، زمان انتظار یا نرخ تکرار مراجعه را به عنوان پروکسی برای کیفیت استفاده کند.

چالش چهارم: نیاز به تعهد و پشتیبانی مدیریت ارشد

موفقیت  روش شش سیگما به شدت به حمایت و مشارکت فعال مدیریت ارشد وابسته است . بدون این حمایت، پروژه‌ها با کمبود منابع و مقاومت سازمانی مواجه می‌شوند.

راهکار: مدیریت ارشد باید شخصاً از پروژه‌ها حمایت کند، منابع لازم را تأمین نماید و در جلسات بازنگری شرکت کند. مدیران ارشد همچنین باید فرهنگ بهبود مستمر را در سازمان ترویج دهند.

ابزارهای کلیدی روش شش سیگما

 روش شش سیگما از مجموعه متنوعی از ابزارها و تکنیک‌ها در مراحل مختلف استفاده می‌کند.

نقشه SIPOC

این ابزار در مرحله تعریف استفاده می‌شود و نمای کلی از فرآیند شامل تأمین‌کنندگان، ورودی‌ها، فرآیند، خروجی‌ها و مشتریان را ارائه می‌دهد.

نقشه جریان ارزش (Value Stream Map)

این ابزار در مرحله اندازه‌گیری و تحلیل استفاده می‌شود و جریان مواد و اطلاعات را در فرآیند نشان می‌دهد. ارزش افزوده هر فعالیت مشخص می‌گردد تا فعالیت‌های غیرضروری حذف شوند.

نمودار استخوان ماهی (Fishbone Diagram)

این ابزار در مرحله تحلیل برای شناسایی علل ریشه‌ای مشکلات استفاده می‌شود. علل در دسته‌بندی‌های مختلف مانند انسان، ماشین، روش، مواد، اندازه‌گیری و محیط سازماندهی می‌گردند .

 مدل 5 چرا  (5 Whys)

این تکنیک ساده اما قدرتمند برای ریشه‌یابی مشکلات با پرسیدن مکرر “چرا” تا رسیدن به علت اصلی استفاده می‌شود.

نمودار پارتو (Pareto Chart)

این ابزار بر اساس اصل ۸۰-۲۰ کار می‌کند و نشان می‌دهد که کدام علل بیشترین سهم را در مشکلات دارند. این تحلیل به تیم کمک می‌کند تا روی مهمترین مسائل تمرکز کند.

نمودار کنترل (Control Chart)

این ابزار در مرحله کنترل برای پایش پایداری فرآیند در طول زمان استفاده می‌شود. تغییرات قابل قبول از تغییرات غیرقابل قبول متمایز می‌گردد.

آنالیز Gage R&R

این ابزار در مرحله اندازه‌گیری برای تأیید دقت و تکرارپذیری سیستم‌های اندازه‌گیری استفاده می‌شود.

طرح آزمایش‌ها (DOE – Design of Experiments)

این ابزار پیشرفته در مرحله بهبود برای بهینه‌سازی همزمان چندین عامل مؤثر بر خروجی فرآیند استفاده می‌شود. روش شش سیگما یک متدولوژی قدرتمند برای بهبود کیفیت و کاهش خطاها در فرآیندهای سازمانی می‌باشد. این روش با تکیه بر داده‌ها و تحلیل‌های آماری، به جای حدس و گمان، تصمیمات را هدایت می‌کند. ساختار کمربندها در شش سیگما یک مسیر روشن برای توسعه مهارت‌های پرسنل و ایجاد تخصص در سازمان فراهم می‌آورد.

با این حال، موفقیت در شش سیگما نیازمند تعهد بلندمدت سازمان، سرمایه‌گذاری در آموزش و پشتیبانی فعال مدیریت ارشد می‌باشد. سازمان‌هایی که این شرایط را فراهم می‌کنند، می‌توانند به سطحی از کیفیت دست یابند که تنها ۳.۴ نقص در یک میلیون فرصت وجود داشته باشد. این سطح از کیفیت نه تنها رضایت مشتری را افزایش می‌دهد، بلکه هزینه‌ها را کاهش داده و مزیت رقابتی پایدار برای سازمان ایجاد می‌کند.

روش شش سیگما یک متدولوژی داده‌ محور و ساختاریافته برای بهبود کیفیت و کاهش تغییرپذیری در فرآیندها می‌باشد. برای کسب اطلاعات بیشتر جهت اخذ گواهینامه ایزو  با شماره تلفن 79165-021 تماس بگیرید. همچنین برای افزایش دانش خود و یا طرح هر موضوعی در خصوص روش شش سیگما با شماره 09198386295 در تلگرام یا ایتا و یا واتساپ چت نمایید.

اخذ گواهینامه ایزو HSE معتبر و قابل استعلام می باشد.
اخذ گواهینامه ایزو HSE معتبر و قابل استعلام می باشد.

مطالب مهمی که متقاضیان بدنبال آن هستند.

مطالب فنی و کاربردی مورد نیاز کارشناسان و علاقمندان به ایزو ISO

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

لینکهای مفید و مرتبط
enemad-logo